ميرزا حسن حسينى فسايى
1194
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
بقعه امير عز الدين اسحق بن امير ضياء الدين على بن امير عرب شاه حسينى حسنى دشتكى شيرازى : جد اعلاى نگارندهء اين فارسنامه ناصرى است . در كتاب مزارات شيراز نوشته است « 1 » : از سادات كبار و عباد ابرار است ، صابر بر بلا و شاكر در آلاء ، واعظ مسلمين و ناصح ملوك و سلاطين بود و كتابى در علم تصوف نوشته نامش را مصباح الدجى گذاشت و آن بزرگوار علم و زهد را جمع فرمود و در احاديث نبويه ، او را چندين سند بود و در سال 717 به رحمت ايزدى پيوست و در قبرستان مسجد جامع عتيق شيراز مدفون گرديد . و خلف الصدقش ، امام فاضل كامل ، مرتضى اكرم ، مجتبى اعظم ، سيد سادات ممجد امير صدر الدين محمد جد اعلاى نگارندهء اين فارسنامه ناصرى . در كتاب مزارات شيراز نوشته است « 2 » آن جناب از اعيان نقبا و محترمترين سادات عظام و بزرگان كرام قوم و متعصب در دين و امر به معروف و نهى از منكر و مشفق و مهربان و متخلق به اخلاق اولياء اللّه ، كريم الطبع كثير البر وافر الاحسان بود ، با گشادهروئى مطايبات نيكو مىفرمود و در ايام جوانى مسافرتها نموده ، خدمت مشايخ و علما رسيده ، تحصيل مراتب كماليه فرموده ، عود به شيراز نمود و در سال 767 وفات يافت [ و ] در بقعه عاليه كه بر مقابر اجداد خود ساخته بود ، مدفون گرديد و در اين زمان نگاشتن فارسنامه ناصرى از آن بقعه ، جز حجرهء كوچكى در محلهء لب آب كه مشهور است به بقعهء امامزاده سيد عز الدين در جانب شرقى مسجد جامع عتيق شيراز نزديك به حمام قاضى ، چيزى باقى نمانده است . و خلف الصدقش امير شرف الدين ابراهيم حسينى حسنى دشتكى شيرازى : جد اعلاى نگارندهء فارسنامه ناصرى . در كتاب مزارات شيراز نوشته است « 3 » : آن جناب بزرگوارى بود افضل اهالى اعصار و عالمى نيكو گفتار ، كامل العقل ، خوشرفتار ، مقبول القول در پيش خواص و عوام ، از اموال موروثه از عشيره خود ، چندان به او رسيد كه كمتر مالدارى به آن اندازه اموال داشتى و مدت پنجاه سال در مدرسه رضويه شيراز و بقعهء شيخ كبير و مسجد جامع عتيق شيراز ، وعظ و نصيحت به ملوك و سلاطين و عامه مسلمين فرمود و فرمانروايان در مجلس وعظش حاضر مىشدند . و نيز در آن كتاب نوشته است : كان ذا اخلاق نبويه و اوصاف مرتضويه و كلمات مستطابه و دعوات مستجابه ، روزى با آن بزرگوار براى دعا و نماز باران به صحرا شديم ، پس آن جناب نماز را به جماعت به امامت گذاشت و همت بر دعا گماشت « 4 » ، پس روى به ما نموده ، فرمود : اى برادران باصفا و اى دوستان باوفا ، دور شويد از ظلم و جفا و اقتدا كنيد به رفتار حضرت مصطفى ( ص ) كه سزاوار پيروى است و بگذاريد دنيا را در پشت سر ، براى آنكه او را در كنارهايد ، پس به خدا قسم اين كلمات چنان اثرى در دلها نمود كه چشمهها ، از چشم مردم جارى گرديد ، پس آن بزرگوار دستها را به جانب آسمان بلند داشته ، طلب باران نمود و مردمان با او موافقت نمودند ، پس از صحرا به جانب شهر آمديم ، هنوز وارد منازل خود نگشته ، كه سيل رحمت الهى نزول نمود و آن جناب در 22 ماه صفر سال 788 در شيراز به رحمت ايزدى
--> ( 1 و 2 و 3 ) . ص 19 . ( 4 ) . ص 20 .